اولین سونو و دیدن روی ماهت
سلام مامانم بازم اومدم، اومدم برات از اولین سونویی که خانم دکتر برام نوشته بود برات بگم من بعد دکتر رفتم خونه خاله جون و منتظر بابایی شدم تا بیاد و با هم بریم سونو گرافی بابایی هم زود اومد و رفتیم دل تو دل هیچ کدوممون نبود آخه میخواستیم روی ماه نفسمون رو ببینیم خلاصه رفتیم تو خوشبختانه آقای دکتر خیلی با حوصله بودن و شما رو به من و بابایی نشون دادن قربون قد فسقلیت برم فکر کنم حدود 1 سانتی باشی معلومه که خیلی شلوغ می شی پدر من و بابایی رو در میاری راستی قلبتم نشونمون داد انقدر تند تند میزد که نگو نازنیم تو توضیحات سونو نوشته بود که 6 هفته 6 روزت ( تاریخ سونو 93/1/27) راستی تا وقتی که تو...
نویسنده :
الی
12:02


