اولین سونو و دیدن روی ماهت
سلام مامانم 
بازم اومدم، اومدم برات از اولین سونویی که خانم دکتر برام نوشته بود برات بگم
من بعد دکتر رفتم خونه خاله جون و منتظر بابایی شدم تا بیاد و با هم بریم سونو گرافی
بابایی هم زود اومد و رفتیم
دل تو دل هیچ کدوممون نبود آخه میخواستیم روی ماه نفسمون رو ببینیم.gif)
.gif)
خلاصه رفتیم تو خوشبختانه آقای دکتر خیلی با حوصله بودن و شما رو به من و بابایی نشون دادن
قربون قد فسقلیت برم فکر کنم حدود 1 سانتی باشی
معلومه که خیلی شلوغ می شی پدر من و بابایی رو در میاری

راستی قلبتم نشونمون داد انقدر تند تند میزد که نگو 
نازنیم تو توضیحات سونو نوشته بود که 6 هفته 6 روزت ( تاریخ سونو 93/1/27)
راستی تا وقتی که تو مونیتور ندیده بودمت باور کردن اینکه تو اومدی تو دلم یه خورده برام سخت بود اما از اون روز به بعد که دیدمت دارم بال در میارم و خیلی خوشحالم البته بابایی هم همینطور که اومدی تو دلم و بیشتر از این منتظرم نذاشتی(قربون قلب مهربونت فرشته من)
نازنینم من یه دعایی میکنم ازت میخوام که تو هم آمین بگی
الهی قسمت میدم به بزرگی و جلالت که آغوش هیچ مادری رو خالی نذاری و دامن همه منتظرای نی نی رو سبز کنی مخصوصا دوستای نی نی سایتم رو(آمین)
عکس سونوگرافیم تو ادامه مطلب میزارم برات




اولین سونو و دیدن روی ماهت 
