، تا این لحظه: 11 سال و 11 ماه سن داره

شیرینی زندگی من و بابایی

بهترین و شیرین ترین تولد مامان الی

1393/5/20 11:43
نویسنده : الی
289 بازدید
اشتراک گذاری

سلام نفسمبغل

دوباره اومدم تا برات از بهترین لحضه های زندگیم بنویسم

39/5/3 تولد مامانی بود که البته من فکر میکردم بابایی یادش نیست چون اصلا به روی خودش نمیاورد

ما هم خونه آنا اینا افطاری دعوت بودیم  که من زودتر رفته بودم و بابایی تو خونمون استراحت میکرد

داشتم به خاله جون و دایی جونت میگفتم که باباییت یادش رفته که امروز تولدمه دلخور

نگو این بابای شیطونت با خاله جونت قرار گذاشتن منو سورپرایز کنن

خلاصه بعد افطار تو حیاط نشسته بودیم که خاله جونت اومد و گفت تولدت مبارک پاشین بیاین خونهجشن

من رفتمو دیدددددددددم چه کردن یه دست گل خوشگل با یه کیک خوشگل از طرف شما که عکسشو میزارم و یه کادوجشنجشن

اشک تو چشمام  جمع شد پسرم این اولین تولدی بود که تو هم باهام بودیمحبت

 نازنینم اینم بهت بگم که بهترین کادوی عمرمون که خدا به من و بابایی هدیه داده شماییمحبتبوس 

وقتی شمع هارو فوت کردم آرزو کردم که همیشه پیشموم باشی و سایه بابایی هم روی سرمون

عکسارم تو ادامه مطلب برات میزارم

 

 

 

 

 

 

 

 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)