، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 29 روز سن داره

شیرینی زندگی من و بابایی

سونوی تعیین جنسیت

1393/5/11 14:18
نویسنده : الی
534 بازدید
اشتراک گذاری

سلام مجدد به شیرینی زندگیممحبت

93/3/27 وقت ویزیت داشتم که تو هفته 16 ام بودیم

خانوم دکتر سونو کرد و گفت: احتمالا دخملی ولی چون یه مدلی خوابیده بودی که مطمئن نمیشد جنسیتت رو گفت، برا همین بهم گفت برم یه چیز شیرین بخورم تا شما تغییر حالت بدی

هول هولکی مامانت رو ببین که زودی به خاله و عمه هات و  مامان بزرگات خبر دادمخجالت 

تقریبا بعد 2 ساعت با بابایی رفتیم سونوی نوین که آقای دکتر گفتن: پسملیبغلناقلا منو بابایی رو گیج کرده بودی، شیطون بلا تو یه روز هم حس مامان دخمل بودن و چشوندی بهم هم مامان پسر بودن رومحبت

فکر کن بعد 2 ساعت به خاله جون و عمه هات و مامان بزرگات گفتم که پسری قندو عسلی

راستی توی مونیتور کل اعضای بدنت رو دیدیم، دستای کوچولوت که برام حرکتشون میدادی، آقای دکتر دماغتم نشونم داد، قربون پاهای نازنینت، هنوز خیلی کوچولویی محبت

نمیدونی من و بابایی چه ذوقی داشتیم انگار کل دنیا مال ما بود، خیلی ناز بودی پسرم. اون روز منو بابایی کلی کیف کردیم چون خیلی وقت بود که میخواستیم جنسیتت رو بدونیم نه اینکه دختر یا پسر بودن برامون مهم باشه، فقط میخواستیم بدونیم وقتی میخوایم باهات حرف بزنیم بهت چی بگیم و البته میخواستیم اسمتو هم انتخاب کنیم

این اولین باری که توی وبلاگت کلمه پسرم رو نوشتم. خدا رو شکر که سالم سالم بودی و همه چیز نرمال بود

راستی پرینت سونو رو هم تو ادامه مطلب میزارم برات

 

 

تو این عکس تیغه دماغت رو نشون میده که با nb مشخص شده

 

 

عزیزکم تو این تصویرم سمت راستی اندازه ران پات رو نشون میدهبوس و تصویر چپ اندازه سرت رو 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)